نرگس عاشق هیجان   و کارا خطرناک  انجام

 دادن  ریسک کردن تودل خطررفتن  ترس داره

 نمیگم نمیترسم اصا  دروغ بگم  اماهیجانش

 اون لحظه اون آدرنالین  میچربه به همشون 

 مردم میگن ما ازمرده ها میترسیم از جنازه اما

 من نمیترسم راستش  اینکه بنده  ازموجودات

 دوپا و انسان ها ی  زنده  هامیترسم  جنازه

  هم دیدم بااجازتون با  چشمان مبارک خویش

  با همین دو تا چشمان  مبارک  قهوه قاجاری :))

 جنازه پدر بزرگ ومامان بزرگ وبابام و دوست 

عزیزم  حتی لحظه ی  جون دادن  بابام  و 

 مامان بزرگم  رو هم  با چشمان خویش

 دیده ام  راستش من  دوس دارم یه بارحس

 رفتن به سردخونه رو تجربه کنم بودن کنار 

مرده ها چه حسی میتونه داشته باشه؟ بی سر 

 وصدا خوابیدن  برا خودشون  لالایشون رو هم

 شنیدن وعین آدم گرفتن خوابیدن  اون سکوت 

 دوس دارم اون لحظه ها اونجا باشم  وقتی

 که یکی از مرگ برمیگرده  بعله زمانی که تو 

یخچال اون قفس تنگ ودراز   یهو نفسش 

برمیگرده وتقلا میکنه برا رهایی از  تونل تنگ

 ودراز وتاریک  اونجا چه حسی داره اون لحظه  

 وقتی تق تق میزنه به اون در تونل  آهنی که

 صداش به گوش کسی  برسه  من اونجا باشم

  و اولین نفری باشم یه از گور برگشته رو

 میبینم  ودوس دارم باهاش حرف بزنم  اینا

 رو ازش بپرسم حس خوبی  میتونه داشته

 باشه معجزه اره یه معجزست که تو اونجا 

باشی واز لابه لای دنیای  مرده ها بکشیش

 بیرون بهش  بگی خوش اومدی  باز  به دنیا

  هنوز  وقتت  نیست انگار‌ انگار بعدش یه جور

 دیگه به دنیا نگا میکنی عینکت رو عوض میکنی

 بیشتر قدر زندگی رو میدونی اون کارا گذشتت

 رو جبران میکنی  کارایی که  دوس داری  رو

 انجام  میدی  یه فرصت دوباره بهت داده

  شده  باید قدرش رو  بدونی یه جون دیگه 

 بهت  دادن برا برگشت به بازی  ،غسال خونه 

وقتی اون مرده ها رو میشورن اونجا دوس

 دارم  باشم  و این کار امتحان کنم  برخلاف

 بعضیا که با بی رحمی تموم با این موجودات

 ارزشمند انسان هاشریف برخورد میکنن  وکثیف

 میدوننشون وکار رو عار میدونن بهشونم توهین 

میکننن واقعا دست تک تکشون با احترام باید

 بوسید   این کار از هرکاری با شرافت مندانه  تره

 خیلی ارزشمند کارشون  ملت بلدن فقط به دکتر

 مهندس و ...... اینا احترام  میزارن اینام ادمن  

ملت ما فقط به تیپ وظاهر طرف احترام میزارن 

 چون کسی اینو یادنداده به ما مهم شعور 

هرکسی تیپش خوب بود که باشعور یا  آدم 

منحصربه فردی نیست فقط یه تیپ که هرکسی

 میتونه بزنه کار شاقی نکرده ها:))) Dکاش

 ازبچگی یادمون میدادن  که همه آدم ها زیبان 

هیچ زشتی تو دنیا وجود نداره زیبایی روتو ظاهر

 نمیدیدیم ، حتی نرگس  رفتن به قبرستونم تجربه

 کرده اونم شب  یه حسی  توأم  با هیجان و

 چاشنیش کمی کرختی شایدم یه کوچولو ترس

 اما دوز هیجانش و سطح آدرنالینش برا من

 بیشتر خیلی نصفه شب   دکمه اخطار به صدا

 در اومد آژیر  خطر برابنده^._.^Dکه وقت  رفتن

 به  اُتاق فکر نرگس بلندشو  بنده  در یک حمله

 انتحاری از جام  بلند شدم آماده برا عملیات 

شدم عملیات نیمه شب درقبرستانD خوب اینجا

 براتون سوال پیش میاد من قبرستون چه 

میکردم اونم نیمه  شب بزا رین بشکافم  براتون

 کالبد شکافی کنم  که رفته بودیم امام زاده ای

 که  خیلی دور تر از اونجا چند تا اتاق بود  برای 

 سُکنا گزیدن  ملت،  ما هم  یه اتاق گرفتیم  که

 پر دورمون قبر بود قبرستونی  بود دیگه خلاصه 

 همه خواب  همونطور که عرض کردم آژیر خطر 

برام به صدا دراومد منم بلندشدم تنها بدون

  صلاح سمت اتاق فکر که خیلی هم دور بود^._.^

 وباید از قبرستون رد میشدم  هیچکسم نبود

 وظلمات تاریک تاریک   من ومرده ها ی محترم 

 بودیم  فقط  شهر ارواحی که  میگن همینه ها

 دنیای مردگان   ترسی نداره ازنظرم جالب  از

 نظر من که اینجوریه،‏(رسیدیم به آخر پست و

 طبق  عادت بگم که نرگس  {به قول یکی که

 نرگس خاتون صدام میکر} این نرگس خاتون

  عاشق غروب وطلوع  خورشیدبرعکس بعضیا

 که میگن دلمون میگیره عاشق تماشاکردن 

این گوی زیبای آتشینم انصافا🌱👌🏻